يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

286

سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى )

نوشتهء سنگ شرح حال يار محمد خان بر ديوار مقبرهء بش قارداش و كل شئى هالك الا وجهه در سنهء يك هزار و دويست و پنجاه و چهار از عدم بوجود آمدم . بعد از انقضاى پانزده سال مشغول خدمت دولت و ملت شدم . چه شبانه روزها در زير برف و باران و در روى سنگ و گلى محض حفظ بندگان خداوند منّان بسر بردم . قريب دو هزار نفر اسير از دست تركمانان وحشى خلاص كردم . در ازاء اين زحمات خداوند عالم در نعاء خود برويم باز كرد و از ثروت و اعتبار و عزت و غيره عطا فرمود كه از شكر آن عاجزم . در سنهء 1320 سياحتى كامل در تمام اروپ كردم . كم ماند از اسرار كه مفهوم نشد . ديگر هيچ آمال و آرزوئى در عالم ندارم . منتظرم كه نداى ما ادا ارجعى الى ربك را بشنوم . بس عدم كردم عدم چون ارغنون * گو يدم كه انا اليه راجعون . مخفى نماناد كه در اين بقعه احدى از انبيا و اوليا و معصومين مدفون نيست . محض مقبرهء خود تعمير نمودم . يار محمد . فى شهر جمادى الاولى 1320 .